یاد باد آن روزگاران یاد باد!

کلیک

اولی هدیه‌ی تولدمه، از همون دوست مذکور چند پست قبل که گفتم برای هم کادو می‌گرفتیم :)

دومی از استاد محترمم هست که من ازشون شرمنده هستم و نمی‌تونم باهاشون روبرو بشم. چون مصادف با شروع دانشگاه، به یک علت واهی، به طور ناگهانی دیگه کلاس نرفتم و حتی خداحافظی هم نکردم! بقیه فکر می‌کنن علت نرفتنم دانشگاه بوده، ولی نبود؛ خیلی خیلی مزخرف بود علتش :|

سومی از معلم زیست سوم دبیرستانمه. از حج برای من و دو سه نفر دیگه تو مدرسه، کتاب آورد. برای بقیه کتاب بود، برای من قرآن! اعتراف می‌کنم ناراحت شدم، چون فکر می‌کردم قرآن که تو خونه داریم، کاش یه کتاب دیگه بهم می‌داد. الان از این فکر شرمنده‌ام :(


+ فکر کنم تو اصل بازی، توضیح و تفصیل وجود نداشت. ولی من دوست داشتم بگم هر کدومو کی بهم داده :) چون تعداد کتابایی که تو زندگیم هدیه گرفتم خیلی کم بوده است!

+ دو تا دیگه هم داشتم، یکی از معلم پنجم ابتداییم، راجع به جغرافیای افغانستان بود که نمی‌دونم کجا گم شده! یکی هم از معلم عربی سوم دبیرستانم؛ ولی نه پیداش می‌کنم نه یادم میاد که چی بود اصلا!

+ آخر پست به این نتیجه رسیدم که یا دوستامو خوب انتخاب نمی‌کنم، یا دوستام منو خوب نمیشناسن. چرا هر چی کتابه از معلم و استادم هدیه گرفتم؟ تازه اون یکی که دوستم بهم داده هم خودم ذکر کردم که کادو کتاب دوست دارم!!!

+ رو عکس کلیک کنین بزرگ میشه، قد میکشه :)


منبع این نوشته : منبع
کتاب ,معلم ,خیلی ,دوست